پیمان نامه

مجموعه چرندیات بی نتیجه من

۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

شب نشینی

امشب کلی مهمون داشتیم یعنی اول کم بودن بعد کم کم وانگهی دریا شدن, با اینک حوصله شلوغی ندارم و با اینک ادم انرژیکی نیستم و بازم با اینک با این سن و سالم مسئول پذیرایی از اطفال لوس بین 4-6 سال بودم- خود دانشمندا گفتن بچتون رو از 4-6 سالگی بذارید دم در ,ینی انقد لوسن اینا-  موجبات فراموشی خاطر غیرهمایونی و پاره پوره ام رو فراهم اورد و اوقات به کجی دیگر اوقات نبود که مدام سر در چاک و سوراخ مکاشفات اباطیل بودم. بگو بخندی و گپ و گفتی و بازی کردن با کوچولوی هشت ماهه سفید و گرد و قلمبه که از شدت نرمی بعضی وقتا نیم نگاهی به زیر بلوزش مینداختم که مبادا داخلشو با پنبه پر کرده باشن باعث فراغ بال شکسته چند ساعته خاطر بی شکوه و پلاسیدم شد. 

با اینکه همه چی امشب خوب بود بازم ذهن ناسازگار بنده گاهی به کوچولوی هشت ماهه که دختر خالم باشد, خیره میشد و افکار فلسفی مثل لشکر موریانه ی گرسنه از تن و مغزم بالا میرفتن  و هزاران سوال مث نیش به تن نیم بسمل بنده فرو میکردند. که این میخواد بزرگ شه به کجا برسه؟ چرا برسه؟ چطور برسه؟ الان که من دارم خودمو واسش شبیه میمون چیتوز میکنم بعدا در بزرگی هاش تاثیر میذاره و این یعنی ما انتخاب نمیکنیم , انتخاب میشیم!!!! حالا بگرد پرتقال فروش رو پیدا کن......اگه ساخت ژاپن بودم  این آپشن رو داشتم که مغز رو تو حالت استند بای! بذارم و به مهمونیم برسم .ولی خب ساخت ژاپن نیستم متاسفانه! از  یه موجود تک سلولی نفهم که بعد چند میلیارد سال به یه موجود چند سلولی بازم نفهم, تکامل پیدا کرده چه انتظاری دارید .اگه مید این جاپون- ترجمه:ساخت ژاپن-  بودیم خیلی قشنگتر و کارامد تر بودیم قبول کنید.از مهمونی دور نشیم, شب خوبی بود , نیازه سالی ده شب اینجوری شلوغ پلوغ شه دورم که حالمان دیگرگون شودو ما را از خودمان دور کند .به قول رهی عزیزجان که گفته,,: 

زان رو ستانم جام را آن مایه آرام را

تا خویشتن را لحظه ای از خویشتن غافل کنم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پیمان د

افسرده بیمار نیست، واقعیت را میفهمد!

افسردگی یک بیماری نیست, افسردگی همان مزمزه ی تلخی است که هنگام مواجهه با واقعیت هستی و زندگی میچشیم همان عصیان است در برابر تاریکی موجود ,تاریکی ای که اساس هستی است , پاسخی است به چراهای بی پایان و بی پاسخ انسان , خروج از چرخه ی تکرار است, قطع دور باطل است,عدم پذیرش ظلمی است که تحت عنوان زندگی به انسان روا داشته شده است, مهری است بر آوارگی و تنهایی بشر, پایان ماجرای بزرگی و بی همتایی خیالی اوست. و اینها تمامن خلاف میل اوست ,به طرز بچگانه ای انسان میخواهد خودش را هدف و مبدا و مقصد همه چیز بداند , خودش را حلقه ی واصله ی هستی بداند ,اما نیست ,نیست. هیچ مبدا و مقصدی نیست جز هیچ . میدویم به سوی بلندترین قله ی خیالی بیخبر ازآنکه در پای قله سیاه چاله ای ما را فرا میخواند به سوی هیچ. حال افسردگی گریه ایست بر گور انسان با حشمت و جلال رویایی . بیمار نیستم فقط این واقعیت را دیده ام و بر مرگ انسان میگریم ,مرگ از لحظه ی تولد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پیمان د