پیمان نامه

مجموعه چرندیات بی نتیجه من

۲ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

ابتذال هنر

"برای گذران زندگی گاهی میفروشم" این جمله تمام هنر را زیر سوال میبرد . هنر به معنای بازتاب تفکر و "خود" آدمی وقتی تبدیل به راهی برای نان شب بشود یعنی ابتذال و بی مایگی و پست مایگی و نابودی هنر. کسی که در طول عمرش یک کتاب چند صفحه ای بیشتر ننوشته و تمامش روی دست ناشر باد کرده برای من با ارزشتر از رمان های چیستا یثربی و دیگر قلم شکنان است چرا که آنها و نه اینان آنچه نوشته اند را زندگی کرده اند و آنچه گفته اند باور دارند. کسانی که شغلشان "هنرمندی" است بزرگترین خائنان به هنر هستند. همه باید گاهی هنرمند باشند و نه عده ای همیشه هنرمند باشند. "کار هنری" بیجا ترین ترکیب ممکن است وقتی هنر کار و شغل شد یعنی ابتذال .... از خواننده گرفته تا نویسنده تا نقاش . کسی که تمام کارش"هنرمندی" است چه درک و چه تجربه ی پخته و چه تفکر عمیقی از "زندگی" دارد جز دزدی افکار دیگران!  چگونه میتواند زندگی را تجربه کند وقتی در اتاق شیک با دکور چوبی اش با سیگاری بر لب و کتابخانه ای که از کتاب "دیگران"  پر است نشسته و زندگی را در" ذهنش" زندگی میکند. دیگر نباید هنر را در میان پرفروش ها جستجو کرد هنر را باید در کوچه پس کوچه های گمشده ی جهان در گوشه ای آرام پیدا کرد آنجا که خبری از لابی و پول و تبلیغ نیست. وقتی هنر بازتاب خودت نباشد دچار تناقض میشوی مثل بازیگری که در نقش "آدم خوبه" خبر بی اخلاقی هایش تا آخر منظومه شمسی رفته  مثل خواننده ای که از "آسیب اجتماعی میخواند" و خودش عین آسیب اجتماعی است مثل نویسندگانی که مثل "پشکل "رمان منتشر میکنند و این داستان ادامه دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پیمان د

زندگی بی ارزش

 باور کنید زندگی ارزش شب نخوابی ها و تلاش کردن ها و حرص خوردن ها و مبارزه برای آزادی و .... ندارد.  وقتی روی قبر بزرگترین مبارزان و شرافتمندترین و قهرمانان تاریخ سگان به راحتی میتوانند لنگشان را بالا دهند و تمام فلسفه و نطق های غرا و محکمترین اندیشه ها را خیس کنند ،خود را درگیر زندگی کنیم که چه شود؟ وقتی تاریخ از روزی که آغاز شد به دور باطل افتاد و تکرار و تکرار و تکرار میشود چرا برای عدل مبارزه کنم؟ که بعد از مدتی تاریخ تکرار شود و یک عده ی دیگر دوباره دیکتاتوری را از سر بگیرند و عده ای دیگر باز انقلاب  کنند و با ز و باز و باز و... ؟ چرا باید کار کنم و درآمدی داشته باشم و ازدواج کنم؟ ازدواج کنم که با همکاری یک نفر دیگر به اسم همسر بچه ای بیندازیم که از نو "تمام زندگی تکراری تاریخ" را دوباره تجربه کند؟ به بدبختی ای که من میکشم که او را بزایم! و بدبختی ای که او خواهد کشید تا دیگری را بزاید! آیا می ارزد؟ و او هم به دور باطل زاییدن خواهد افتاد چنانکه من هم حاصل دور باطل پدرم هستم . از ابتدا تا کنون اصل زندگی همین است .تلاش کن بخور بخواب بزا .فقط ظاهرش گسترده شده و علم و تکنولوژی ایجاد شد تا بتوانیم در زمینه های مختلف پول در بیاوریم که بخوریم که بخوابیم که بزاییم! وگرنه همان است که بود.  بدترین قسمت ماجرا این است که فراری ازین دور باطل نیست و با تمام  مخالفتم باید صبح به موقع در ایستگاه اتوبوس حاضر باشم دیگر نزاییم تا این دور باطل به انتها برسد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پیمان د