قلم سلینجر در این کتاب زیبا و گیراست. با جزئیات توصیفات مورد نیاز برای درک و تجسم صحنه ها را دارد. و لحن محاوره کتاب بر این گیرایی افزوده است.

و اما محتوی کتاب و موضوع آن که درمورد هولدن پسر بچه ایست که از هیچ چیز خوشش نمی آید حتی ازینکه به او بگویی "موفق باشی" یا در ازای گرفتن پول به او بگویی"خواهش میکنم". نویسنده سعی داشته که با سفری سه روزه  از اخراج از مدرسه تا ورود به خانه ،هرج و مرج را در جامعه آمریکا به تصویر بکشد. اما نتوانسته . به نظر من این کتاب بیشتر تصویر یک نوجوان بدبین را نشان میدهد که از درک بالایی برخوردار نیست تا یک جامعه ای که از درک بالایی برخوردار نیست. در برخوردهای هولدن با دوستانش و مخاطبانش میتوان این نکته را به خوبی درک کرد. سلینجر بیشتر از آنکه در نشان دادن هرج ومرج موفق باشد در نشان دادن یک زندگی معمولی خیلی موفقتر بوده است.

اما شخصیت هولدن یک شخصیت دوست داشتنی است که مهربان و جسور است.

به نظر من میتوان از این رمان یک فیلمنامه اقتباسی خیلی خوبی نوشت.