پایان ترم ششم هستم. این همه مدت گرچه درسم را خوانده ام اما هرگز به انچه که دوست داشتم نرسیده ام.

بهتر بگویم اگرچه رشته ام یک هنر است که با عمیق ترین مسایل انسانی سرو کار دارد و بودن در این رشته به من فرصت های بسیاری داد، اما اعتراف می کنم این انچه که میخواستم نبود.


از طرف دیگر خواستنم نیز برای آنچه در سر داشتم کم بود. اما حالا بعد از شش ترم یک بار دیگر تصمیم گرفته ام تا برای آنچه که به حقیقت خواسته ام بوده و هست تلاش کنم .

تا ان زمان دو ترم تحصیلی دیگر فرصت دارم. دو ترم سرنوشت ساز که می توانند بهترین سالهای زندگیم باشند.


سالی که من به همراه برادرم تلاشم را خواهم کرد و برای رسیدن به آرزویم از هیچی کوتاهی نخواهم کرد.


پی نوشت: رو وبلاگ نوشتم تا اگه خودم یادم رفت و یا بی انگیزه شدم مخاطبام بهم یاد آوری کنن که یه زمانی یه حرفی زدی و گفتی که میخوای برای رسیدن به آرزوت تلاش کنی...


پی نوشت۲: عزیزترین شخص زندگیم همیشه دوست داره که من به این آرزوم برسم و ازم قول گرفته که هر اتفاقی که افتاد ولی من مسیر خودمو طی کنم.


پی نوشت۳: از راهی که اومدم پشیمون نیستم ولی هرکسی باید به خواسته درونیش برسه،