یک عمر است که انتخاب میکنیم و در خیابان می آییم و نقش بلندگوی انتخاباتی کاندیدای مورد نظرمان را ایفا میکنیم اما دریغ از اندکی  پیشرفت در عقب ماندگی مان !همه چیز دست نخورده باقی مانده حتی شعور! فقط همینکه رنگ قرزمز با گلهای بنفش را دور دستمان ببندیم و در خیابان جار بزنیم و پوستر ها را برای زیبایی شهر کف خیابان بریزیم  و شور انتخاباتی بگیریم برایمان کافی ست.بد به حال ما که حال خوب ما این شده است. نه از حقوق اولیه خود خبر داریم نه از حقوق ثانویه و ثالثیه و.... تا بدانیم که چه بر سرمان می آید. حقوق خود را اگر شعور و آگاهی داشته باشیم میتوانیم بدانیم.شعوری که اگر داشته باشیم  نه رابطه ها نه پول نه تطمیع نه جارزدن ها نه وعده های مریخی نه طایفه ..... نمیتوانند نظر مارا جلب کنند .آنچه تاثیر گذاراست عقل است و شعور.

انتخابات شهر ما نه بر طبق انتخاب عقلی که بر اساس قانون انتخاب طبیعی است که هر کس جارچی هایش رابطه هایش دروغ هایش کمتر باشد حذف میشود . 

این قصه سر دراز دارد,کوتاهش کردم تا فرهنگ مطالعه نکردن هم خدشه دار نشود.

سال کهنه راهم میشود جشن گرفت اگر فکر نو باشد...