هی سیگار و سیگار و سیگار 


این مدت که نبودم یه مسافرت تهران داشتم. بهانه ای برای طی کردن مسیری بجز خانه به دانشگاه یا دانشگاه به خانه!

مسیری که سبب شد بیشتر واقعیت های جامعه ام را ببینم. واقعیتی مثل اینکه جوانان و نوجوانان سرزمینم در هر شهری، پی در پی سیگار می کشند!

و انرا مرحمی بر دردهای خود بدانند. درحالیکه هیچ منبع و مرجع علمی ، سیگار را مسکن ندانسته است. پس این صحبت دوستان صرفا یک توجیه غیرعلمی است.

از این بحث کلی که بگذریم سیگارهای پی در پی را در همه اقشار می بینیم.

در بخش های دانشجویی که باید بگویم دانشجویان دست همه اقشار دیگر را از پشت بسته اند اینقدر سیگار می کشند.

دلیل را که ازشان می پرسیم، شاید هیچ دلیلی ندارند بجز اینکه انرا نوعی به بلوغ رسیدن تعبیر می کنند.

تنها چیزی که سبب می شود بزرگ به نظر برسند همین سیگار است.

در حالیکه یک جوان خوش فکر باید بداند انچه سبب رشد و احترام منزلت می شود نه سیگار کشیدن و نه هیچ چیز غیر ارزشی دیگریست.

و عزت و اعتبار واقعی در سلامتی، موفقیت و پیشرفت و دستاوردهای  علمی، فرهنگی، سیاسی ، اقتصادی، ورزشی و... است.


با این همه انتظار می رود که جامعه و مسولان مربوطه برای این مسله تدابیر لازم را بیندیشند چرا که ادامه این روند اسیب های جدی را در پی خواهد داشت.


پی نوشت : # درد-دل



 وای بر  جامعه ای که جوانش سیگار را سبب رشد خود بداند.

وای بر جامعه ای که جوانش سیگار را دلیل برروشنفکری بداند.

وای بر جامعه ای که جوانش سیگار را مسکن درد خود بداند.

وای بر جامعه ای که جوانش سیگار را راه رهایی از « شکست عشقی» ش بداند.

وای بر جامعه ای که جوانش سیگار را برای خودش ارزش کرده باشد.

وای بر جامعه ای که جوانش سیگار را ارزش بداند...