مرگ بعضی وقت ها از درد دوری بهتر است

بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است


توی قران خوانده ام، یعقوب یادم دادم است

دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است


نامه هایم چشم هایت را اذیت می کند

درد دل کردن برای تو حضوری بهتر است


چای دم کن خسته ام از تلخی نسکافه ها

چای با عطر هل و گل های قوری بهتر است


من سرم بر شانه ات یا تو سرت بر شانه ام؟

فکر کن خانم! اگر باشم چه جوری بهتر است؟



 حامد عسگری 

کتاب: سرمه ای


پی نوشت: دلتنگی جنسیت نمی شناسد...