تفاوتی نمی کند کجای این دنیا

اما هرلحظه تارهای بلند در آتش می سوزند.

تارهای بلند بافته ای که میان هر موجشان

آرزو های مادرانه پنهان است.


تفاوتی نمیکند کجای این دنیا!

اماهر لحظه شب هایی در آتش می سوزند!

شب هایی که کلافه بودن مردها را به «بافتنی» وادار می کرده است.


تفاوتی نمی کند کجای این  دنیا

اما هر لحظه اشک دریاها در آتش می سوزند.

اشک هایی که در حسرت کودکان غرق شده 

از چشمه ساران فرو ریخته است


تفاوتی نمی کند کجای این دنیا

اماهر لحظه قلب زنی در آتش میسوزد

قلبی زنی که در قفس بوده است...