ایمان به ماوراطبیعه ،عالم غیب، یا هراسم دیگری که به آن میدهیم ،مانند هر حوزه ی شناختی دیگر در طول تاریخ تکامل یافته است. در ابتدا شاید بخاطر ترس و دفع خطرات محیطی و طبیعی دلیل عمده اعتقاد به ماوراطبیعه بوده است ،اما به مرور این شناخت تکامل یافته است و اهداف وجودی آن مانند هر علم دیگری پیشرفت کرده است. شاید هنوز کسانی که به دلیل ترس ایمان و اعتقاد دارند در اکثریت باشند اما مرزهای ادراک بشر از ایمان  بسیار جلو رفته است و کسانی که هنوز به دلیل پست ترس ایمان دارند باید یک بازنگری اساسی در اعتقاداتشان داشته باشند.

هدف از ایمان چیست؟ در عصر مدرنیسم و پست مدرنیسم هدف دیگر رفع ترس نیست بلکه هدف یافتن روح و جوهره ی زندگی و یافتن راهی برای معنا دادن به زندگی است. یافتن چیزی که به "حقیقت" تعبیر میشود. سوال اساسی اینجاست که در کدام اعتقاد است که "حقیقت" را میتوان یافت؟ کسی که در پی رفع نا آرامی و ترس ناشی از عدم ایمان و اعتقاد باشد میتواند حقیقت را در یک صندلی در یک گاو در یک قاشق ! بجوید و آرامش کاذب خود را با این دروغ به راحتی تامین کند و بار سنگین یافتن حقیقت را از خود سلب کند . او قطعا نسبت به قاشق تعصب خواهد داشت و برای او قربانی میکند ،در مقابلش زانو میزند و سر شرمندگی در گریبان میکند ،  و هرکس و هرچیزی که به این یقین کاذب تجاوز کند با برخورد قاطع روبرو خواهد شد چرا که او آرامش را به قیمت نادیده گرفتن عقل میخواهد. اما کسی که به دنبال حقیقت باشد در همه جا بدون دلبستگی و تعصب به یک دیدگاه خاص در پی آن میگردد و به تمامی اعتقادات به دیده ی تردید مینگرد که شاید دیگری حقیقت باشد. بدون تعصب اعتقاد دارد و اعتقاد بدون تعصب دارد. با دیدگاهی غیرپوسیده به خارج از دایره اعتقاد خودش مینگرد. یکی از سوالهایی که ممکن است پیش بیاید این است که با وجود عمر محدود آدمی امکان عملی کردن اینگونه حقیقت جویی نیست چرا که باید تمامی مکاتب و دیدگاهها را امتحان کرد و باز دوباره تردید داشت. دو نکته اساسی برای پاسخ وجود دارد اول اینکه دیدگاههایی که آدمی در طول زندگی با آنها برخورد میکند که قابل تردید هستند و حرفی برای گفتن دارند محدودند و این محدودیت را انسانهایی که با آنها در ارتباط هستیم و شرایط جغرافیایی تعیین میکنند. نکته دوم این است که شاید همین در "حقیقت جویی و نیافتن" خود "حقیقت" و "معنا" باشد . به کلمه "شاید" توجه شود.

در این نوشتار توصیه میشود کتاب "اعتقاد بدون تعصب " با نام اصلی در ستایش تردید ،نوشته پیتر برگر را بخوانید.