نرگس عبدلله زاده

کتاب: پیر مرد و دریا

نویسنده: ارنست همینگوی

ترجمه: نازی عظیما

نشر افق

 

 

این داستان یکی از مشهورترین آثار همینگوی است.

کتابیه که بیان ساده ای دارد.در این داستان نه اغراق و نه خیال پردازی است.داستان پیرمرد ماهیگیری است و پسرکی ک دوست پیرمرداست.

یک رمان بسیار کوتاه است شاید هم از یک داستان کوتاه بلندتر باشد.

شرح تلاش های یک ماهیگیر پیر است که در دل دریاهای دور برای ب دام انداختن یک نیزه ماهی بسیار بزرگ با آن وارد مبارزه مرگ و زندگی می گردد .

بخش عمده این داستان در تنهایی پیرمرد در دریا و مبارزه او با حوادث طبیعی ماهی و موج و کوسه ها و تاریکی و سرما( یعنی تمام حوادث طبیعی که ممکن است پیش بیاید) درد و زخم و تردید و ضعف و تصمیم و پایداری و...

این کتاب داستان مبارزه تلاش های انسان است.سرگذشت دردها و رنجها,خوشی هاو آرزوها و زیبایی های زندگی انسان است.

پس از 84 روز جان کندن بی حاصل ماهیگیرموفق به صید یک ماهی بزرگ بعد از دو روز و نیم تلاش میشود ماهی رو ب قایق خودش می بنده اما بعد از اون روز وارد یک نبرد میشه و ماهی طعمه کوسه های دریایی می شود.

پیر مرد چه بازنده باشد چه برنده، احساس منزلت و بزرگی می کنه.

کتاب پیر مرد و دریا داستان ادم های شجاع رو بیان میکنه.مرد فروتنی است در کلبه ی داغونی زندگی میکنه که تخت خوابش را روزنامه ها تشکیل میدهند و توی دهکده اسم و رسمی دارد.ادم تنهایی است سال ها پیش همسرش را از دست داده تنها خاطره ای که برایش مانده یاد شیرهایی است ک هنگام پیاده روی های شبانه روی عرشه کشتی در سواحل افریقا وقتی اونجا بوده دیده است .ویاد بازیکنان بیسبال امریکایی و...

( این خاطرات رو بیشتراوقات تعریف میکنه ولی انگار که قبلا نگفتشون به این خاطر که اعتقاد داره هر روزی برای خودش یک روز تازه است)

این پسرک از بچگی با پیرمرد به ماهیگیری رفته و از اویادگرفته اما از یک زمانی به بعد به اصرار پدر ومادرش مجبور است پیش ماهیگیر دیگری کارکند.

زندگی پیکاری است همیشگی و با شجاع بودن در نبرد و شکوهی ک ماهیگیر در داستان دارد خواننده احساس میکند از نظر روحی ارتقا پیدا کرده است و دلیلی برای بودن در دنیا پیدا کرده هرچند که ممکن است در نبرد شکست بخورد.

این داستان غم انگیز است ولی بدبینانه نیست ونشون میده که همیشه در همه حال حتی در رنج و محنت هم امیدی وجود دارد.

رفتار انسان می تواند شکست را به پیروزی تبدیل کندو به زندگی اش معنا ببخشد.

پیرمرد از وقتی از ماهیگیری برمیگردد بیشتر از قبل مورد احترام و ارزش است وهمین موضوع است که پسرک را به گریه می اندازد.

"ادمی نابود میشود اما هیچ گاه شکست نمی خورد"

 این جمله ی معروفی است از پیرمردکه در اقیانوس بیانش میکند و رمز و شعار زندگی ارنست همینگوی است.

دونکته مهم و اساسی این داستان:

یکی رویارویی با ماهی و دیگری مواجه شدن با کوسه ماهی ها.این رو نشون میده که انسان برای بقایش مجبور است موجود دیگری را بکشد و وقتی که در خطر است از تمام شجاعتش بهره بگیرد تا مقاومت کند.

همین شجاعت است ک باعث میشود پیرمرد در مبارزه با ماهی نه فقط برای امرار ومعاش تلاش کند بلکه در ازمایش قرار بگیرد تا میزان منزلت و مقامش اشکار شود حتی این جمله رو هم میگه : " نشانش میدهم که انسان چه کارها که نمی تواند بکند و چه چیزها که نمی تواند تحمل کند " این داستان فقط صید ماهی رو بیان نمیکند بلکه ماجرای بشریت است نه کسی به اون ناظر است نه قراراست جایزه ایی بگیرد و در اخر ، جایی که هرفرد نقش تعیین کننده ایی دارد.

این داستان از شیوه ی دانای کل روایت شده و در ادامه درجریان جزییات داستان قرتر می گیرد و محور اصلی داستان احساسات است.

 

و نکته پایانی:

چیزی ک جالب بود در این داستان این بود که نویسنده تمام کاری که ماهیگیر رو به خوبی می دونست و این اطلاعاتی که نویسنده داشت فقط از یک ماهیگیر حرفه ایی که کارش این باشد بر می آید.

پس نویسنده ب موضوع کارخود تسلط کافی رو داشته و این نکته خیلی خوبیه که یک نویسنده باید به کارش تسلط کافی داشته باشد نه فقط تخیل.

 

انسان درد می کشد ، پس هست.