به در خواست یکی از دوستان یه مدت پیش اکانت توییتر ساختم وقتی وارد شدم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود " این حجم از کرسی شعر بی سابقه ست". جامعه ای که اعضای اون بیش از 140 کارکتر نمیتونن حرف بزنن ولی خیلی میتونن حرف بزنن با ارتباط نامحدود با بقیه. به نظرم جامعه شناسی و روانشاسی پشت توییتر خیلی فوق العادس خیلی زیاد و بیشتر ار بقیه فضاهای مجازی. شما رو محدود میکنه به 140 کارکتر که فقط نظرتو بدی و بری و دیگ تحلیل نکنی که چرا و چگونه ب این نظر رسیدی، مثلا، واسش مهمه که شما سوسیس بندری دوس داری یا نه ؟ واسش مهم نیست که چرا دوس داری یا نداری. پایه و اساسش روی مصرفی کردن جامعه ست چون پول توشه. حتمن میگین پولش کجا بود؟ به عنوان یک کمپانی بزرگ سوسیس بندری سازی از توییتر این اطلاعاتو میخرم که مردم سوسیس بندری پر سس دوست دارن یا کم سس؟ و این چرخه مصرف گرایی تا بینهایت ادامه پیدا میکنه تا حماقت کامل جامعه . آینده این سیاست مدارا نیستن که بر مردم حکومت میکنن بلکه همین فضاهای مجازین. تنها مزیت توییتر سرعت انتشار خبره ، به عقیده بنده نه در آگاهی تحلیلی و عمیق جامعه تاثیر داره و نه از بعد روانی و شخصی. فکر کنید در آن واحد صد نفر دورت بشینن و هرکدوم یک جمله بگن ،آیا سرسام نمیگیری؟ یکی از شستن جورابش بگه و بغلیش از شعر سه خطی سپیدی که تازه ازش تراویده! بمباران هسته ای اطلاعاتی.... اصالت شعر و نوشتار و تحلیل دقیق و.... به زیر خواهد کشید

تنها به خاطر فضای آزاد رسانه ای واسم قابل احترامه! همیشه آزادی بشر بر چیزی که " من " میخوام ارجحیت داره